محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

691

اكسير اعظم ( فارسى )

گزيدن سگ ديوانه شيخ مىفرمايد كه سگ را ديوانگى عارض شود و آن استحالهء مزاج او بسوداويت خبيثه سميه است و اين استحاله يا از هوا و يا از اغذيه و اشربه او را عارض گردد اما از هوا يا حرارت شديد آن اخلاط او را محترق سازد پس در خريف ديوانه شود و يا برودت شديد آن خون او را به سوى سوداويت منجمد گرداند پس در ربيع ديوانه شود و اما از اغذيه و اشربه چنان باشد كه خون فاسد جانوران و گوشت مردار خورد و آبهاى عفن بنوشد و اخلاط او بسوداى عفنى ميل كند . و طبرى گويد كه سگ اكثر در بلاد بسيار سرد و بلاد بسيار گرم ديوانه شود اما در بلاد بارده هرگاه او را جراحت به همرسد بدان سبب او را مثل كزاز حادث شود و سائر اعضاى او خشك گردد و چيزى مانند سودا قى كند پس ديوانه شود و اما در بلاد حاره به سبب استفراغ كل رطوبت و استيلاى خشكى بر آن و در اصل مزاج او برودت و يبس پس هرگاه رطوبات او فانى شود و دماغ او خشك گردد و ديوانه شود . و گويند كه اكثر سگان در سرما ديوانه شوند پس به شوند اگر در گرما هلاك نشوند و اكثر سگ از خوردن ماهى شور ديوانه گردد . و اما آنچه جالينوس و مابعد او ذكر كرده‌اند اين است كه سگ اكثر وقت اشتداد حرارت ديوانه شود متقدمين در سبب ديوانگى او اختلاف كرده‌اند . قومى گويد كه ديوانه شود چون همه رطوبت او فانى گردد و دماغ او لاغر شود . و ديگران گويند كه ديوانگى در سگ جنون است مثل ماليخوليا در انسان و در لعاب او سميت پيدا مىشود به سبب امتناع او از شرب آب و سگ ديوانه آب كم مىنوشد بهر آن‌كه در اصل مزاج او برودت بود پس هرگاه مجنون شود بدين سبب از آب بترسد . و گروهى ديگر گفته كه سگ به اضطرار ديوانه شود . و چون سه قسم از ماكول بخورد يا ماهى شور و يا استخوان گربه و يا مگس ازرق پس فى الفور مجنون شود . و ديگران گفته‌اند كه سگ ديوانه شود چون پنج روز طعام نيابد و از هر كلب كه غذاى او قطع كنند مجنون شود يا بميرد . و بعض متأخرين گويند كه تخم بيد انجير چون با پيه بكوبند و روباه را بخورانند فى الحال بميرد . و چون سگ بخورد فى الفور ديوانه شود و همه اقوال قريب يكديگر است . و صاحب كامل گويد كه سم سگ ديوانه خشك محفف است و اكثر مضرت او بدماغ بود و لهذا از آن تشنج و خوف از آب حادث شود و آن سگ هرگاه لسان را بگزد از آن اعماض ردى عارض شود پس اگر تدارك شخص گزيده به علاج او نكنند هلاك گردد فلهذا مىبايد كه اولًا علامات سگ ديوانه بشناسند تا از آن پرهيز و حذر نمايند و معلوم كنند كه گزيدن او گزيدن سگ ديوانه است پس به چيزى كه علاجش بدان سزاوار است معالجه نمايند علامات سگ ديوانه آن است كه گرسنه و تشنه باشد و از آب بترسد و بگريزد و چشم آن سرخ بود و گوش او آويخته باشد و آن را اكثر حركت دهد و برآمدگى پشت و گرفتگى آواز باشد . و چون مستان راه رود و بهر كه رسد حمله كند و سگان از آن بگريزند و نظر او تيز بود و زبان از دهان بيرون بود و آب دهن و بينى سائل باشد و سر در پيش افكنده و دم ميان رانها كشيده دارد و گاهى قروح و خارش ظاهر شود و موى بريزد . و روفس گفته كه اين اعراض سگ را از غلبهء مرهء سودا بر آن عارض شود و اين نوعى از انواع ماليخوليا است و اكثر اين سگان را در تابستان عارض گردد و كم است كه در زمستان عارض گردد . احوال كسى كه او را سگ ديوانه بگزد : هرگاه سگ ديوانه انسانى را بگزد اعراض آن در ابتدا خفى بود و بجز جراحت ذى وجع مثل سائر جراحات هيچ ظاهر نشود و بعد از يك هفته يا چهل روز و بعضى را بعد از شش ماه به قول بعضى بعد هفت سال حالتى مثل ديوانگى عارض شود يعنى فكر فاسد و خوابهاى بد و حالتى مثل غضب و وسواس و اختلاط عقل و ترسيدن از آب و از جميع اشيا كه ببيند و توحش از اقارب و اولاد و حمله براى گزيدن بر ايشان كند و تشنج در انگشتان دست و پا دريابد و از روشنى برگزيد و اختلاج حجاب و فواق و تشنگى و خشكى دهن و حب تنهائى و تمدد و سرخى در جميع بدن و خصوصاً در چهره و تقرح آن و كثرت درد آن و گرفتگى آواز و گريه و گاه حب غلطيدن در خاك و گاهى رزق منى بلاشهوت عارض شود و لا محاله مودى به تشنج و كزاز و به عرق بارد و غشى و موت گردد و گاهى قبل از اين حالات از تشنگى بميرد و گاهى آب طلب كند . و چون آب بيند فرياد كند . و اگر بحيلهء از آب جرعه بنوشانند در حلق بماند و هلاك شود و گاهى مثل سگان آواز كند و گاه آواز او منطقع شود و مثل صاحب سكته گردد و گاهى چيزى بول كند كه در آن اشياى لحمى مثل حيوانات و مثل سگان كوچك ظاهر شود و در اكثر احوال بول او رقيق باشد و گاه سياه بود و گاهى بول او محتبس شود و بر بول كردن قدرت نباشد و در اكثر شكم قبض بود و از عجائب احوال او اين است كه بر گزيدن انسان حريص باشد پس اگر بعد هيجان خود انسانى را بگزد آن انسان را حالت او عارض شود و همچنين اگر كسى پس ماندهء آب و طعام او بخورد او را نيز همان حالت حادث شود و هر كه از ايشان از آب بترسد به علاج خلاص نيابد خصوصاً چون روى خود در آئينه بيند و خود را شناسد و در آن صورت سگ خيال كند و اما قبل ترسيدن از آب علاج بود و سالم‌تر در حال گزيده سگ ديوانه كسى است كه از گزيدگى او خون بسيار سيلان كند و همچنين هرگاه بعد خوردن ادويهء ترياقيه خون بول كند از ترسيدن آب ايمن گردد فرق ميان گزيدن سگ ديوانه و غير ديوانه گاه باشد كه انسانى را سگ بگزد و در اثبات صورت و تحقق احوال او كه سگ گزنده ديوانه بود يا غير آن اشتباه افتد پس در امر علاج او تهادن نكنند و در ادمال